سرمایه روانشناختی در سازمان

Posted by:

۱۴۲۹dc8e60efa6f826a8121c55d54e11

سرمایه روانشناختی(psychological capital) مفهومی است که توسط فرد لوتانز (اولین و بزرگترین نظریه پرداز رفتار سازمانی) و همکاران با الهام از روانشناسی مثبت گرا، و با ترکیب حالت های روانشناختی مثبت قابل توسعه و سازمان های مثبت گرا مطرح شده است. به واقع، سرمایه روانشناختی ریشه در چارچوب و ملاکهای رفتار سازمانی مثبت گرا دارد. مطابق ملاکهای رفتار سازمانی مثبت گرا برای اینکه سازه ای بتواند جزء رفتار سازمانی مثبت گرا قرار گیرد باید از ویژگیهای زیر برخوردار باشد:
۱- پیشینه پژوهشی و نظری
۲- منحصر به فرد بودن در زمینه رفتار سازمانی (یعنی بتوان میان آن و سایر سازه های مطرح شده در رفتار سازمانی تمایز قائل شد)
۳- مثبت گرا بودن
۴- قابلیت رشد و توسعه
۵- تاثیر برعملکرد
اینگونه ملاکهای ارزشمند توانسته به خوبی یک خط مرز بین مولفه های رفتارسازمانی مثبت گرا و ” تفکر مثبت” و همچنین سایر مولفه های روانشناسی مثبت گرا که از قابلیت مداخله و توسعه در محیط کار برخوردار نیستند ایجاد کند. درواقع، اینگونه ملاکها ارزش علمی و عملی سرمایه روانشناختی را، به ویژه برای مدیران از حیث تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری بر روی مولفه های شناختی شده رفتار سازمانی مثبت گرا، به خوبی نمایان و آشکار میسازند. لازم است یادآوری کنیم، که رفتارسازمانی صرفاً یک چشم انداز است و آنچه بیشتر به چشم می آید و جای بحث و بررسی دارد مولفه هایی است که از ملاکهای رفتار سازمانی مثبت گرا برخوردار هستند. درواقع، رفتارسازمانی مثبت گرا یک رویکرد و یک چارچوب کلی برای مفاهیمی است که از ویژگیهای بالا برخوردار باشند. مطابق این دیدگاه لوتانز مفهوم رفتار سازمانی مثبت گرا را به منظور توجه به نقاط قوت و توانمندهای قابل توسعه کارکنان که بر روی عملکرد تاثیر دارند مطرح کرده است. رویکرد مثبت گرایانه در محیط کار به نفی حل مسئله و آسیب شناسی نمی¬پردازد، بلکه معتقد است اینگونه مسائل را می¬توان در پرتو مثبت گرایی با هزینه، زمان و مقاومت کمتری حل و فصل کرد. بنابراین ایده اصلی این دیدگاه این است که به جای تمرکز و تاکید صرف روی نقاط ضعف و درمان مشکلات (بهسازی منابع انسانی)- پارادایم سنتی مدیریت- روی نقاط قوت و توانمندی¬ها (توسعه منابع انسانی) تاکید و تمرکز دارد. تاکنون پژوهشها از خودکارآمدی، امیدواری، انعطاف پذیری و خوشبینی به عنوان سازه هایی که از بیشترین انطباق با ملاکهای بالا برخوردار هستند حمایت کرده اند. پژوهشها نشان میدهند که جمع این سازه ها تاثیر بیشتری دارد و درواقع، یک هم افزایی بین این مفاهیم وجود دارد و زمانی که هرچهار مولفه را همزمان وارد تحلیل میکنیم تاثیر بیشتری به دست می  آید.
مطابق پژوهش ها و نظریه پردازی ها ، مفهوم سرمایه روانشناختی فراتر از سرمایه های انسانی و سرمایه اجتماعی بوده،‌ آنها را در برمی گیرد،‌ بین آنها پیوند برقرار کرده و در نهایت باعث ایجاد هم افزایی بین آنها می شود، و نسبت به آنها برآورد کننده بهتری از تعهد و رضایت شغلی کارکنان است. همچنین، پژوهش ها حاکی از آن هستند که سرمایه روانشناختی بر روی نگرش های شغلی (اشتیاق شغلی، رضایت شغلی،‌تعهد سازمانی و…)، رفتار (رفتار شهروند سازمانی، رفتار انحرافی، پرخاشگری و…)، هیجانات و حالت¬های روحی (استرس، افسردگی، و…)، حالت های شناختی (حل مسئله، خلاقیت و…) و به ویژه عملکرد کاری فردی و سازمانی تاثیر قابل ملاحظه ای دارد. از اینرو توسعه و مدیریت سرمایه روانشناختی برای سازمان¬ها و واحدهای صنعتی،‌ تجاری و خدماتی جهت افزایش بهروه وری، و عملکرد بسیار حیاتی بوده و ابزاری مناسب جهت مدیریت اثر بخش نتایج فردی و سازمانی نیز محسوب می شود. همچنین در مقایسه با صفات و ویژگی¬های شخصیتی و توانمندی¬هایی که تا حدی ثابت هستند (همچون پنج صفت بزرگ شخصیت، خود ارزیابی مرکزی، ضریب هوشی و…) سرمایه روانشناختی حالت گونه، و در نتیجه قابل توسعه و آموزش می باشد و از اینرو یک عنصر بسیار مفید و حیاتی برای خلق مزیت  پایدار برای سازمان¬های معاصر محسوب می¬شود. این ایده بیان می کند که”گرچه گاهی آگاهی از ویژگی¬های روانشناختی که بیشتر با شخصیت فرد عجیین شده است می¬تواند یک پیش بینی کننده کلی از پیدا کردن فرد مناسب برای نقش مناسب باشد، اما گاهی حالت¬های مثبت روانشناختی{سرمایه روانشناختی} می توانند برآورد کننده بهتری از اجرای موفقیت آمیز نقش محوله و حتی رشد و پیشرفت در آن باشد”. همچنین، سرمایه روانشناختی قابل انتقال و سرایت است و رهبران و مدیران سازمان میتوانند با افزایش سرمایه روانشناختی خود، در نقش یک الگو سرمایه روانشناختی کارکنان را نیز تقویت کنند. تجزیه و تحلیل¬ها حاکی از آن است که نرخ بازگشت سرمایه (ROI) ناشی از سرمایه گذاری در سرمایه روانشناختی در حد قابل توجهی بالا است. وجود ابزار سنجش استاندارد و نرخ  بالای بازگشت سرمایه بر اعتبار این نظریه می افزاید و نشان می¬دهد که سرمایه روانشناختی یک موضوع ساده و توصیه¬ای نیست که همچون کتاب های پر فروش تفکر مثبت صرفاً به نفی هیجانات و مسائل منفی زندگی روزمره سازمانی بپردازد، غیر قابل کنترل بوده، و از قابلیت تعمیم پذیری نتایج برخوردار نباشد، بلکه سرمایه روانشناختی از ملاک¬های علمی معتبری همچون بنیادهای نظری و پژوهشی قوی، ابزار سنجش دارای روایی و پایایی و قابلیت تاثیر علی بر عملکرد بهره مند می¬باشد. این دستاوردهای ارزشمند حاصل چند سال پژوهش و نظریه پردازی فرد لوتانز و همکاران است که در کتاب مکتب آفرین و سرمایه روانشناختی (۲۰۰۷، انتشارات آکسفورد) مطرح شده و یک انقلاب و نوآوری در زمینه مدیریت اثر بخش منابع انسانی سازمان در جهت ایجاد مزیت رقابتی با استفاده از عملکرد فوق العاده با همان میزان درون داد ایجاد کرده است. کتاب سرمایه روانشناختی به نوبه خود اولین کتابی است که مفاهیم روانشناسی مثبت گرا را به محیط کار گره زده و آن را به طور شفاف و کاربردی بیان می کند. امروزه پژوهش¬ها نیز آشکار می¬سازند که سرمایه روانشناختی می تواند یک ابزار موثر برای نظامهای مدیریت استعداد (جذب و گزینش، انطباق پذیری، ارتقاء، آموزش و توسعه و نگهداری) قلمداد شود. همچنین، دانش مربوط به سرمایه روانشناختی ابزاری بسیار سودمند جهت تغییر نگرش مدیران و رهبران نسبت به سرمایه های انسانی و شناسایی، شکوفایی و به کار گیری ظرفیت ها و توانمندی های مثبت این سرمایه انسانی در پارادایم و استعاره ی جنگ استعدادها محسوب می¬شود.

0